در رابطه با اهانت به حرم عمه سادات

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

شده آماج بلا گر حرمت یا زینب

کم نگردد زجلال وحشمت یا زینب

گر ندارند سلفی ها و هوادارانش

ترسی از آه دل پر ز غمت یا زینب

می زند سیلی ابوالفضل علی بر آنکه

چپ نگاهی بکند بر حرمت یا زینب

شاهیان زد کتکت ،آنهمه آیا بس نیست؟

می دهم بر سر سقا قسمت یا زینب

کن دعا خشک شود ریشه ی وهابیت

عالمی گشته به قربان دمت یا زینب

همه عمّار (علی)،هموطن سلمانیم

زنده اند جان بکفان عَجَمَت یا زینب

گر اشاره کند آن رهبر فرزانه ی ما

پیش مرگ تو شوم درحرمت یا زینب

 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}


host13.aparat.com//public/user_data/flv_video_new/243/248e31787f296cc35540d0320737a7d7727310.mp4

یک میلیارد نفر شب‌ها گرسنه می‌خوابند

بانک جهانی اعلام کرد؛
یک میلیارد نفر شب‌ها گرسنه می‌خوابند
بانک جهانی با بیان این که هنوز یک میلیارد نفر گرسنه در جهان وجود دارد، اهداف دوگانه این بانک تا سال ۲۰۳۰ را پایان دادن به فقر شدید و افزایش رفاه ...

به گزارش گروه اقتصادی «خبرگزاری دانشجو» به نقل از بانک جهانی، جایم ساودرا جاندووی مدیر کاهش فقر و برابری بانک جهانی گفت: بیش از یک میلیارد نفر در جهان هنوز در فقر و گرسنگی زندگی می‌کنند و هم‌زمان با آن نابرابری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است.

 

بانک جهانی می‌خواهد با برانگیختن حمایت ملی و جامعه بین‌الملل به دو هدف، پایان دادن عینی به فقر شدید در این نسل و تلاش برای برابری بیشتر برسد.

 

اهداف بانک جهانی برای پایان دادن همیشگی به فقر شدید و افزایش رفاه همگانی، تعیین چارچوب کاری آتی برای استراتژی کلان و گروهی بانک جهانی ،در اجلاس سالانه پیش رو در دستور قرار دارد، اما تاثیر گذاری واقعی این اهداف در میدان عمل  دیده می‌شود.

 

برای پایان بخشیدن به فقر شدید بانک هدف خود را کاهش تعداد افراد با درآمدی کمتر از 1.25 دلار به کمتر از 3 درصد تا سال 2030 قرار داده است و شاخص رفاه همگانی جدیدی برای اندازه‌گیری رشد درآمد کمتر از 40 درصد در هر کشور در حال توسعه استفاده خواهد شد.

 

این هدف برای رفاه همگانی ،التزام و تعهد به رشد و برابری تؤامان را  منعکس می‌کند.

پرسش و پاسخ دینی -حجت الاسلام ماندگاری

در نظام آموزش و تربیتی دنیا از درس های داده شده امتحان میگیرند ولی ما بعضی وقت ها امتحاناتی را پس می دهیم که هیچ وقت درس آنرا به ما نداده اند .
پاسخ - در کنار هر امتحانی درسی وجود دارد . همه ی عالم مدرسه است . برگ درختان سبز از نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار . تک تک امتحانات را بگویید تا من درس های آنرا بگویم . همه ی ما می گوییم تکالیف سخت است و ما طاقت نداریم و اگر خدا کمتر می گرفت ، بنده گی راحت تر بود . عزیزی که می گوید که نماز صبح سخت است ، نماز ظهرش را که آسان است می خواند ؟ اینکه آسان است . آنکه می گوید : روزه تابستان سخت است ، در زمستان روزه گرفته است ؟ آن کسی که می گوید : در تابستان چادر سخت است ، در زمستان چادر سر کرده است ؟ گاهی به بهانه شبیه تر است تا به سوال . قبل از اینکه توپ را در میدان خدا بیندازم به میدان خودم می اندازم . آیا این تنبلی نیست ؟ بی انگیزگی نیست ؟ بی خبری نیست ؟          بی تمرینی نیست ؟ یکی از راههای بندگی ، تحمل مشکلات است . خدا برای کمک به انبیاء ملک می فرستاد و بعضی از انبیا گفتند که ما احتیاج به کمک ملائکه نداریم زیرا هر که کارش سخت ترباشد ، پاداش آن بیشتر است . مثل داستان حضرت ابراهیم . در جنگ امام حسین (ع) فوج فوج فرشته برای کمک امام به زمین می آمدند ولی امام قبول نمی کردند . در جنگ ما هم کمک های غیبی زیاد بود ولی هر چه سخت تر باشد ، ثواب آن بیشتر است . چرا بعضی ها از سختی ها استقبال می کنند ؟ آنها هم انسان هستند ؟ ما الان حمام در کنارمان است ولی غسل جمعه را انجام نمی دهیم ؟ ولی اجداد ما یخ حوض می شکستند و غسل می کردند و نمازشان را می خواندند . آنها انسان نبودند ؟ قدیم که امکانات رفاهی نبوده است و به حج می رفتند و برایشان هم سخت  نبوده است . پس هرچه امکانات رفاهی بیشتر میشود ، کار برای ما سخت تر میشود . قرار نیست که ما به خالق بگوییم که چطور از ما امتحان بگیرد زیرا او ما را بیشتر     می شناسد . خدا که نمی خواهد به بندگانش ظلم کند ، میخواهد آنها را رشد بدهد . پس من باید خودم را به خدا بسپارم . ما نخواستیم و می گوییم نمیتوانیم و سراغش هم      نمی روییم . خدا هیچ امتحانی را بدون حجت و آگاهی و کمک از من نمی گیرد . خودش گفته به شما کمک میکند . هر کس در بندگی خدا باشد به او کمک میکند و هر کس در بردگی شیطان باشد ، اسباب آنرا فراهم  می کند . خدا من را فراموش نکرده است پس بیایید بنده خدا باشیم . خدایا چطور تو را فراموش کنم در حالیکه هیچ وقت من را فراموش نمی کند ، هنوز بدنیا نیامده بودم ، غذای من را فراهم کرده بودی . چه زمانی  از تو غافل بشوم تو همیشه مراقب من هستی . چقدر موارد پیش آمده است که          می خواستم در گناه بیفتم و یک اتفاقی افتاده که من از گناه دور شدم . این بخاطر مهربانی او است . نگاهمان باید عمیق تر و وسیع تر باشد . خدا به من و شما نیاز ندارد. خدا این قدر تسبیح کننده دارد که احتیاجی به ما ندارد . ما باید خدا را قشنگ تر ببینیم .

اتاق پرو وسط مغازه مانتو فروشی!

اینجا تهران است
اتاق پرو وسط مغازه مانتو فروشی!

بعضی از مشتریان مانتو فروشی‌ها، رعایت حجاب اسلامی را نمی‌کنند و البته فروشنده‌ها معترض شده و فقط می‌گویند: «ما را از نان خوردن نیندازید!!!»

به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، قبل از خواندن متن توجه داشته باشیم که: با خواندن این مطالب سریع نگوییم اینها انگل هستند؛ سریع نسخه فی البداهه نپیچیم که باید با اینها برخورد شود؛ سریع به دنبال روشهای فیزیکی بی فایده و انسان عقده ای کن نباشیم.


ولی راه چیست؟ به نظر می رسد برای پدیده حجاب باید به این سوالات جواب روشن، دقیق و عینی (یعنی علم واقع گرایانه) داد. سوالاتی از قبیل سوالات زیر:
اول باید علت ایجاد این پدیده شناسایی شود. همچنین باید مشخص شود که این پدیده انحراف است یا نه. بعد باید دید که چرا این افراد آن را می پسندند؟ چرا نباید این روش را بپسندند؟ تفاوت این افراد با کسانی که خود حجاب اختیاری دارند چیست؟ چگونه این شکاف را می شود پر کرد؟

 

فرهنگ بر اساس منافع دریافتی و ذهنی افراد شکل می گیرد. چرا این افراد از این روش احساس نفع می کنند؟ نفع از نظر این افراد چیست و با افراد باحجاب چه تفاتی دارد؟ شکاف نفع و فایده و ادراک از آن چگونه ایجا شده و چگونه پر می شود؟

 

با پاسخ به این سوالات تازه می توان پدیده بدحجابی را به طوری کامل توصیف کرد. نوشته زیر تنها توصیف دیده ها و گزارشی است از واقعیت در بخشی از دختران و زنان ایران. توصیف کامل و تجویز درمان در جای خود قابل طرح است. از عجله بپرهیزیم اگر می خواهیم علمی برخورد شود.

 

مانتو یا شنل؟
هر سالی که می گذرد، بدحجابی‌ها شکل و شمایل جدیدتری به خود می‌گیرند، تا جایی که دیگر با سری به مانتوفروشی ها متوجه می شویم که باید با چیزی به نام «دکمه» در مانتوها خداحافظی کنیم. مانتو هم دیگر معنای خود را از دست داده و بیشتر شبیه شنلی شده که تنها روی شانه ها آویزان می شود و از روبرو چیزی به نام «مانتو» دیده نمی‌شود.

 

شلوار زنانه هم جای خود را به پوششی به نام «ساپورت» داده است، پوششی که علی رغم ترجمه آن هیچ حفاظتی برای شخص مصرف کننده ندارد و حتی جذاب تر از برهنگی برای افراد است. شال و روسری هم تنها تکه پارچه ای شده‌اند که وسط سر را می پوشانند و موها و گردن را جذاب‌تر از بی‌حجابی به نمایش می گذارند.

 

ادامه نوشته

پرسش و پاسخ دینی-ماندگاری

جوان سی ساله هستم که لیسانس دارم ولی بیکار هستم و مجرد هستم . وضع   مالی ام هم خوب نیست . با جیب خالی چطور میشود به سمت خدا رفت ؟
پاسخ - اگر شما پدر پولدار داشتی ، جیب پُر پول هم داشتی ، شغل هم داشتی و یکنفر هم       می آمد به خواستگاری تو و دخترش را به تو تعارف می کرد ، اینجا دیگر با خدا کار نداشتی ؟ چه همه ی آنهایی که همه ی نعمت ها را دارند با خدا کار دارند و چه کسانی که همه ی نعمتها را ندارند ، باز با خدا کار دارند . چون تمام آنچه که دارند ، بهانه است . هر چه هست و نیست خود خداست . چرا من این را باور نمی کنم ؟ ماشین بنزین       می خواهد تا راه برود ولی این بهانه است . خدا میتواند ماشین بدون بنزین را هم راه ببرد . پدر شهید محمد جوادی می گفت : ماشین بنزینش تمام شده بود و قرار بود بچه ها بنزین بزنند . در یک ماموریت بنزین ماشین تمام شد و من به بچه ها گفتم : مگر قرار نبود بنزین بزنید . گفتند : ببخشید . فراموش کردیم . گفتم : در این بیابان چکار کنیم ؟ محمد گفت : میشود من رانندگی کنم . گفتم : می خواهی شق القمر کنی ؟ او پشت ماشین نشست . بسم الله گفت و ماشین را روشن کرد و به مقصد رسیدیم و گفت : تا من زنده هستم این را به کسی نگویید . محمد نه پیامبر بود نه امام . فقط باور کرده بود هر چه در این عالم است بهانه است و فقط خدا در این جهان کارگردان است . ای جوان عزیز ، خدایی که می تواند با پول و شغل زندگی کسی را راه بیندازد ، می تواند بی پول و      بی شغل هم زندگی کسی را راه بیندازد . من باید اتصال خودم را با خدا درست کنم . اول باور کنم که آب بهانه ی رفع عطش است . همه ی علت رفع عطش نیست . سبب را خدا گذاشته است . یزید در آخرعمر به مرضی دچار شده بود که هرچه آب می خورد     تشنه تر میشد . چاقو بهانه ی بریدن است . شما کجا دیده اید که با تار عنکبوت از یک شخصیت حفاظت کنند ؟ این محافظ بهانه ی حفظ است . این اسلحه بهانه ی حفظ است . او باید حافظ باشد . آنکسی که حافظ است با تار عنکبوت هم میتواند حفظ کند . هم با جیب پر پول می تواند دامادی راه بیاندازد ، هم با جیب بی پول می تواند دامادی راه بیندازد . در دانشگاه از من سوال کردند که در زمان شما خرج ازدواج چقدر بود ؟ گفتم : ده الی بیست هزار تومان . گفتند : الان ده الی بیست میلیون تومان است . گفتم : برای خدا ده هزار تومان با ده میلیون تومان برایش فرق دارد ؟ گفت : نه . گفتم : پس تو کار خودت را بکن . این جوان عزیز به کار خدا ، کار نداشته باشد . در این صورت مسئله ،  ببینید خودش باید چکار کند ؟ من هم خودم مشکل دارم . عزیزی میگفت : همه ی زندگی من شده سمت خدا ولی خودم نمیدانم کدام سمت هستم . قرار نیست که ما برای خدا تکلیف مشخص کنیم . من بدانم باید چکار کنم ، او خودش میداند چکار کند . آقای قرائتی نقل می کردند که یک دانشجوی دختر خوب ، موقر و موفق بود که پدرش رفتگر شهرداری بود . در دانشگاه به دنبال این دختر خانم می آمدند ولی وقتی می فهمیدند که پدرش رفتگر است ، عقب می رفتند . این قدر دنبال این دختر آمده بودند و برگشته بودند که این دختر ناراحت شده بود و میگفت : خدایا این چه وضعی است ؟  چرا مردم باید با احساسات من بازی بکنند . من هم انسان هستم و به پدرم افتخار می کنم . از ناراحتی نامه ای به داخل ضریح امام رضا ( ع ) انداخت . گفت : ای امام رضا (ع) خودت کمک کن . این سیم باید وصل بشود ، امید از همه جا قطع بشود . در هنگام غبار روبی ضریح یکی از میهمانان تاجری بود که با پسرش به مشهد آمده بود . پسرش گفته بود که باید در اروپا ازدواج کند و پدر متدین هم دوست داشت پسرش در ایران ازدواج کند . پسر را به امام رضا آورده بود تا شفا بگیرد و نظرش عوض بشود . پسر میگفت : من امام رضا (ع) را دوست دارم ولی ازدواج باید در اروپا باشد . در غبار روبی این پدر را هم دعوت میکنند و او التماس می کند که یک کمی از غبارها را به او بدهند . کمی از غبار را در کاغذی می ریزند و پدر کمی از غبار ها را به سر و صورت پسرش    می مالد ولی پسر همچنان بر سر حرف خودش است . شب پسر خوابش نمی رود . کاغذ غبار را بر می دارد و می بیند یک نامه است . به پدرش می گوید : اگر می خواهی من ازدواج بکنم ، این دختر را پیدا کن . اگر امام رضا (ع) می خواهد کار گردانی بکند   می داند چکارکند . او خلیفة الله است . آدرس را پیدا می کنند . پسر دختر را می بیند و ازدواج صورت می گیرد . دختر هنوز مبهوت است . بعد از عقد می پرسد بگو چه کسی تو را اینجا آورده است ؟ پسر کاغذ را در می آورد . اگر من هر چه از اسباب عادی میخواهم برایم جور بشود ، پس اتصال به خدا کجاست ؟ من باید باور کنم که در دارا بودن هم باید متصل بشوم ، چه برسد به وقتی که ندار باشم . من به حال این جوان غبطه می خورم . همینکه سی سال دارد و گناه نکرده است . این لطف خدا بوده است و احساس می کنم که عسی ان تکرهو شی و هو خیر لکم . ان مع العسر یسرا . چون باور نداریم ، خد ا باز تکرار  میکند . ان مع العسر یسرا . صبر کن ، به من اعتماد داشته باش ، نسبت به من بدبین نباش و تهمت هم نزن ، ببین برایت چکار می کنم .

موعظه ای از شیطان !


ادامه نوشته