البتر آنکه اخیراً گفته می شود حسن عباسی در یکی از جلسات کلاس هایش قبل از تعطیلی از ممنوع التصویری خود با دستور رهبر معظم انقلاب خبر داده است .

"صراط" – اخیراً خبر ممنوع التدریسی "حسن عباسی" بر روی برخی سایت های اینترنتی مخابره شده که بازتاب ها و واکنش های متفاوتی را در پی داشته است.

به گزارش سرویس سیاسی صراط؛ در همین رابطه یکی از شاگردان حسن عباسی در یادداشتی با عنوان "در سایه بی تقوایی ژورنالیستی" در مقام دفاع از استاد و مرادش برآمده و اقدام رسانه ها در رابطه با بازتاب سخنان عباسی را بی اخلاقی ژورنالیستی خوانده است.


در بخشی از این دفاعیه می خوانیم: «فشارها همواره بر شانه ­های شخصیت های فرهنگی کشور سنگینی می­ کند و وسع آن­ها هر چه باشد، گاهی هجمه رسانه­ ها، اگر چه دلسوزانه و متعهدانه؛ اما سبب خارج کردن دلسوزان از دشت فرهنگ کشور می شود. آنچه که هدف این نوشته است، نشان دادن اجمالی رفتار ژورنالیسم و عدم حمایت مسولین با این چهره­ های فرهنگی و تاثیر آن بر توقف تولید علم و جنبش نرم ­افزاری است. باشد که تذکری بر ژورنالیسم کشور، از جمله ما قلم به دستان، باشد!»

در ادامه نیز مرید حسن عباسی، با انتقاد از بعضی رسانه های خبری، چنین می نگارد: «برخی دیگر نیز با سوء استفاده از شوک رسانه ای ایجاد شده، به تحریک سیاستمداران پرداختند و با وجود تکذیب ادعای مناظره و پاسخ علمی به این موضوع، پس از چندماه رفع ممنوعیت قبلی، یکبار دیگر حسن عباسی ممنوع التصویر شد.»

نگارنده با انتساب صفت بی اخلاق به برخی رسانه ها و تأکید بر مظلومیت پیشوایش، می نویسد: «دیگر سخنرانی های علمی حسن عباسی نیز به تیغ ژورنالیسم اینچنین گرفتار شد که اگر در خلال بحث یا در انتهای کلام و در پرسش و پاسخ چیزی در خصوص چیپس و پفک و چی توز گفته بود همین ها به تیتر جنجالی بدل شد و حالا خودتان چهره استراتژیست جمهوری اسلامی را که حتی دکترین اقدام نامتقارنش در دانشگاه های نظامی آمریکا تدریس می شود ببینید: چیپس و پفک! دعوت به مناظره [با آیت الله جوادی آملی]! یوگی! استقلال و پرسپولیس! حمله اتمی! هرجا سخن از اعتماد است و.... خودتان قضاوت کنید، حالا دیگر ژورنالیسم به جای اقدام فرهنگی، ساحت علم را به ابتذال می کشاند، ریشه چهره های فرهنگی را به تیغ تیترهایش می زند، آنها را به زاویه می راند، ممنوع التصویر تدریس و سخنرانی می کند، و خانه نشین می کند.»!


دفاع تمام قد و بی حد و حصر مریدان از مراد خویش، شایسته تقدیر است اما می باید چند نکته ظریف را در این بین متذکر بود.
شاگرد حسن عباسی در حالی رسانه ها را به بی تقوایی، بی اخلاقی، عدم رعایت انصاف و شگردهای ژورنالیستی متهم می کند که گویی سخنان و اظهارات پیر مراد خویش را از یاد برده است!

با این حال می باید از نگارنده یادداشت این سوال را داشت که آیا استاد شما در جلسات خود، جملات و عباراتی حاشیه ساز را استعمال کرده اند یا نکرده اند؟! با توجه به مستندات نگارنده در یادداشت مذکور، یقیناً پاسخ پرسش فوق مثبت است.
حال با توجه به صحت و سقم در بیان اینگونه اظهارات از سوی حسن عباسی، بازهم می توان رسانه های نامبرده را به بی اخلاقی و بی تقوایی متهم نمود؟!
وظیفه رسانه ها، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به جامعه از طریق اخبار صحیح و صادق است، فلذا از این منظر نمی توان ایرادی را بر این دست مراجع اطلاع رسانی وارد دانست.

نکته بعد آنکه، از شخص شخیصی هم چون آقای حسن عباسی که به تیزهوشی و ریزبینی شهره است، بعید به نظر می رسید که با ایراد اظهاراتی حاشیه ساز، برای رسانه ها سوژه سازی کنند!


ایشان بعنوان یک استراتژیست کلان، باید خوب بدانند که شایسته نیست با سخنانی تحریک آمیز، خود را در صدر اخبار رسانه ها قرار دهند؛ چراکه این امر از بدیهیات است که می بایست قبل از به زبان آوردن برخی جملات، آنها را از فیلتر منطق و عقل گذراند!
بهتر بود که جناب دکترینال و محبان ایشان، یک سوزن به خویش بزنند و تمام قدحات و کوزه ها را بر سر دست اندرکارن حوزه خبر و رسانه نشکنند!!!
مگر می توان منکر این مطلب شد که بخش عمده ای از شهرت، اعتبار و محبوبیت جناب عباسی از طریق ایراد سخنان حاشیه ساز و جنجالی و ایضاً افشاگری های ایشان پیرامون مسئولین بوده است؟

چگونه است، در یکجا سخنان حاشیه ساز حسن عباسی به نظریه پردازی، دکترین و تولید علم تعبیر و تفسیر می شود و در جای دیگر، انعکاس مستند و صحیح همان سخنان از سوی رسانه ها، بی تقوایی و بی اخلاقی تلقی می گردد؟!

فارغ از این مباحث، حسن عباسی حاشیه های دیگری را هم در کارنامه داشته است.
مجتبی ذوالنور، نماینده جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، سال 83 درباره مدرک تحصیلی حسن عباسی و ایضاً پیشوند "دکتر" ایشان، اظهار داشته است: «برادرم آقاي عباسي دكتر نيستند. ايشان در رشته‌ي فلسفه مقطع كارشناسي مشغول تحصيل هستند و درخصوص سازماني كه داشتند من حدود 6 ساعت و نيم با ايشان بحث كردم. البته آقاي مهندس رامين هم در اين جلسه حضور داشتند. ايشان دفاعياتي از آقاي عباسي داشتند. نهايتا به يك جمع‌بندي رسيديم و من گفتم اين جمع‌بندي را در صحبت‌هايم مي‌كنم. اگر قبول داريد اين جمع‌بندي را قبول كنيم و اگر نه هركدام كار خودمان را بكنيم كه جناب آقاي عباسي جمع‌بندي را پذيرفتند در CD هاي آخر سخنراني‌هايش اشتباه كرده و خودش آنها را قبول ندارد.»


حسن عباسی نیز در اظهاراتی حاشیه ای، در مقام دفاع از خود برآمده و چنین گفته است: «اگر اصرار دارید که عباسی "دکتر" نیست یک دکترینیر در این کشور پیدا کنید که دکترایش را خارج درس بدهند. فعلاً در آدم های زنده فقط عباسی است که دکترینش را در خارج درس می‏ دهند. من فقط 104 رساله دکترا ارائه کرده ام. بعضی از همین آقایان که در سپاه هستند و دکترا دارند، رساله دکترایشان را با من ارائه کرده اند. چند نفر از اساتید دانشگاه های داخلی "دکترین" دارند؟... اگر وجود داشتید، بحث‏های دکتر عباسی را نقد می ‏کردید مهم نیست.»!

وی در ادامه می گوید: «زمانی آقایان روحانی در خصوص مدرک من تشکیک می‏ کردند که مهم ترین برنامه معارفی تلویزیون یعنی عصر ایمان با من شروع شد، یعنی برنامه معارفی رو در مقابل بزرگ ترین آدم هایی که علم کلام و فقه و اصول می‏ دانند، با من شروع شد. زمانی هم بود که من حوزه علمیه قم، مدرسه اجتهادیه تدریس می‏ کردم... در قم زمانی که تدریس می‏ کردم می آمدند می‏ گفتند که چرا گفتید در ناصیه [سجده گاه] شما نمی‏ بینم که نماز شب بخوان باشید.»!!!

عباسی پس از بیان سوابق خود، در مقام خودستایی از خویش برآمده و می گوید: «آقای "هنری کیسنجر" 84 سالش است و ارشدترین استراتژیست غرب است و من الان 39 سالم است. این را می‏ گویم که از طریق شما به گوش آن دوستان در سپاه برسد. نیویورک تایمز هر هفته، هر وقت راجع به من مطلب می‏ زند، داخل پرانتز می‏‏نویسد: "THE KISSINGER OF ISLAM"من هنوز نصف سن آقای کیسینجر را هم ندارم. چقدر من باید در دانشگاه ها در این باره توضیح بدهم. یکی کسی بلند نشد بگوید، فلان نظر شما را نقد کرده اند. شما گفته اید جامعه هجری، جامعه مهدوی در مقابل جامعه مدنی. شما گفتی تعالی شناسی در مقابل توسعه. کدام نظرات من را نقد کرده ‏اند. وقتی می ‏نویسد این آدم با این عنوان "THE BIG BRAIN STRATEGIC"، ارشدترین مغز استراتژیک جمهوری اسلامی، نکنه بابت این هم که یک بیگانه این حرف‏ها را می‏ زند، باید برویم دادگاه؟ شما که باشید اینها را در بوق و کرنا می‏ کنید

در همین رابطه، علی شمخانی، وزیر سابق دفاع دولت اصلاحات نیز پیرامون سوابق جبهه حسن عباسی اظهار می دارد: «عباسی که حتی یک روز هم سابقه جبهه ندارد، حق اعتراض به مدیریت فرماندهان جنگ را ندارد.»


استراتژیست "مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز"، اما اظهارات شمخانی را نیز بی پاسخ نگذاشت و در اثبات حضورش در جبهه های جنگ اینگونه سخن گفت: «به آن آقایان نظامی هم یک پیغام می دهم و آن هم اینکه زمان جنگ که بود و مردم عید، خانه بودند، نشستند پای گیرنده های تلویزیونشان؛ مهم ترین و باسوادترین ژنرال های ارتش و عمده ترین سرداران سپاه پاسداران را هم آوردند. یک آدم کت شلواری هم آمده بود و تحلیل می‏ داد. برید و نظرسنجی‏ های صدا وسیما را بشنوید و ببینید که مردم در خصوص تحلیل های نظامی شون نمره اول را به چه کسی دادند؛ من با 18 هزار دقیقه تحلیل زنده تلویزیونی! قرار نیست از خودش دفاع کند. من در شبکه جهانی جام جم برای ایرانی های اروپا و آمریکا، سه سال تمام برنامه زنده کنکاش را داشتم و موفق ترین برنامه سیاسی بود. 196 هزار ایمیل و نامه دریافت کردیم. می‏ توانید بیایید و بروید، این تلویزیون با شما رفیقند. من سالی 500 تا سخنرانی دانشگاهی با همین کیفیت داشتم

حسن عباسی همچنین در جلسه دیگری نیز در همین رابطه اظهار داشت: «در شرایطی بود که برخی دوستان در داخل گلف و زیر کولر جنگ را اداره می‌کردند و آنهایی که اکنون متهم می‌شوند در جنگ تحمیلی حضور نداشتند به آن سمت هور رفته و در بصره و حتی عراق جنگ چریکی می‌کردند. این دوستان پس از جنگ تحمیلی به تهران آمده و تهران‌نشین شده و وزیر و وکیل شدند و یال و کوپال‌هایی چون درجه و مدارک دکترا دریافت کردند و آنهایی که در سمت هور در جنگ‌های چریکی شرکت داشتند امروز متهم به عدم حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی می‌شدند.»

این درحالیست که در گذشته ای نه چندان دور و در خردادماه 88، حسن عباسی بدلیل برخی اظهارات خود، طعم بازداشت را نیز چشیده است!

جالبتر آنکه اخیراً گفته می شود حسن عباسی در یکی از جلسات کلاس هایش قبل از تعطیلی از ممنوع التصویری خود با دستور رهبر معظم انقلاب خبر داده است .

این قبیل اقدامات را می توان در راستای "هزینه کردن از نام و اعتبار رهبری انقلاب" ارزیابی نمود.
هنوز مشخص نیست دهان به دهان شدن این اقدام که فردی مانند حسن عباسی توسط رهبر معظم انقلاب ممنوع التصویر شده است با چه هدفی صورت می گیرد؟
پیوند دستور و نظر رهبری انقلاب با موضوع ممنوع التصویری حسن عباسی، که در سالیان اخیر بشکل محدود و موردی در برخی از برنامه های تخصصی شبکه های کم بیننده سیما حضوری کم رنگ داشته، نشانگر برخی مسائل است که شک و ظن سوء در این ارتباط را بیش از پیش تقویت می کند!

فلذا شایسته است در مواجهه با این قبیل موضوعات، به شکلی ساده انگارانه با مسائل برخورد نکرده و تدبر و تعقل در امور را سرلوحه خویش قرار دهیم.