مــــــادر شهید
تصویر سربه بالین مادر بزرگوار شهید کشوری بر موتور جامانده از بالگرد
فرزند رشیدش.
در و دیوار موزه دفاع مقدس کرمانشاه گریه می کردند و هیچکس توان ...
حرف زدن و نگاه کردن نداشت .
مادر شهید گریه کرد، سر بر بالین موتور پرنده پسرش گذاشت و بعد از
لحظه ای گفت: صدها همچون پسر من فدای اسلام.
بروی ویلچر خودش کمر راست کرد و با تبسمی عجیب گفت: من را ببرید
پیش عکس های پسرم.
ما می رفتیم و گریه می کردیم و به استواری این مادر نگاه می کردیم...
فرزند رشیدش.
در و دیوار موزه دفاع مقدس کرمانشاه گریه می کردند و هیچکس توان ...
حرف زدن و نگاه کردن نداشت .
مادر شهید گریه کرد، سر بر بالین موتور پرنده پسرش گذاشت و بعد از
لحظه ای گفت: صدها همچون پسر من فدای اسلام.
بروی ویلچر خودش کمر راست کرد و با تبسمی عجیب گفت: من را ببرید
پیش عکس های پسرم.
ما می رفتیم و گریه می کردیم و به استواری این مادر نگاه می کردیم...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 8:33 توسط رزمنده بصیر
|
نشریه فرهنگی،سیاسی،مذهبی صریر(صدای بلند)